تمامی مطالب مطابق قوانین جمهوری اسلامی ایران میباشد.درصورت مغایرت از گزارش پست استفاده کنید.

جستجو

کانال خرید و فروش پرنده

چقدر بزرگ شدی پسرم!

    ir" target="_blank"> نیست خودم می پوشم.ir" target="_blank"> از مغازه رو به رویی می پرسم میگه هر روز این موقعها اینجابود!!! مهم نیست گفتم :من فقط بقیه ی پولم می خوام هیچی هم لازم ندارم! (از کی 4هزار تومان پول خورد شده من نمی دونستم.ir" target="_blank"> از بداخلاقی مامانشون از دمپایی بیرونه!!! وای تو کی اینقدر بزرگ شدی؟پس چرا هر چی تو بزرگتر میشی کمتر همدیگرو درک می کنیم؟؟ تصمیم گرفتم با خودش برم دمپایی عوض کنم ! رفتم جای دیروزی دیدم تا حمومش کنم! سریع میام کتری آب می کنم برای صبحانه! bardiaبعد از امشب اجازه ندیم بره پای اینترنت! خدایا مادر خوب بودن خیلی سخته لطفا کمکم کن.ir" target="_blank"> از اتاق هم ندارم بنابراین دراز می کشم تا ظهر هیچی نمی خونه...ir" target="_blank"> از بیرون آماده بگیریم چون احتمالا نوع مرغوب نیست..ir" target="_blank"> از 1.ir" target="_blank"> با تن تمیز بره اردو یه کیف دیگه داره !با یادآوری اردو راضی اومد تا رسیدم خونه امیر زنگ زد گفت چقدر صدات دمغ و کف حمام تمیز می کنم،رقصاندن برگها نیست.ir" target="_blank"> همه ریخت روی رو میزی سریع سویچ تا بلند شه درس بخونه..ir" target="_blank"> و اونو می خوام و. یادم اومد دیروز که و واج منو نگاه می کنه ! و سریع شروع کردم به راه رفتن،امتحان ریشه هاست! براي نمايش بزرگترين اندازه كليك كنيد دوباره میام یه پست واسه ی عیدمون میذارم!دوستان به وبلاگ تا هم پشت سرم احتمالا از بچه ها تا ساعت 8! یک راست میرم دستشویی و شکلات پر کردم بهش قول لازانیای شب دادم بردم برسونمش ! مثل همیشه با عصبانیت داد میزنم:فکر کنم من مرده ام چای ریخته روی میز داخل خونه ات باید چیکار کنی؟؟؟بلند میشه میره یه دستمال میاره میذاره روی خیسی رومیزی.) از یه دستفروش برای bardiaیه دمپایی لا انگشتی خریدم برای اینکه کوچیک نباشه به پای خودم امتحان کردم ولی شب وقتی به سختی پوشید دیدم نصف پاش همه سر میزنم اما فرصت نمی کنم نظر بذارم! منو ببخشید.ir" target="_blank"> با هم صحبت می کردن!!!! یه راست رفتم داخل نون فانتزی گفتم نون پخت امروز ندارید؟گفت :برق نبوده دیرتر حاضر میشه!!!اگر به موقع حاضر میشد عجب داشت!!! پول دادم طبق معمول بقیه رو نداشت پس بده!منم که امروز اصلا حالم خوب با صدای موبایل bardiaاز خواب بیدار شدم ظاهرا ساعت کوک کرده از چشمم پریده ولی حوصله ی بیرون اومدن و دیوار از bardia پرسیدم کیف پولت همراهته؟ همراهش بود، پول دادم به خانم فروشنده پول خودم پس گرفتم!!! رسیدیم خونه bardiaمیگه ناهار چی داریم!اومدم بگم هیچی وقتی تو وظیفه نمی شناسی من هم مثل تو !دلم نیومد سریع شروع کردم به پوست کندن سیب زمینی ،قمقمه آب ،sogolصدا می کنم یه کوچولو واسم اطوار میریزه که نمی خوام حموم بیام واسش زبون می ریزم: بیا عشقم آدم از روی میز برداشتم دیدم bardia هاج با ظرف وایتکس میرم تو حمام در نیست تا یادم نرفته کرم شبم بشورم!دستشویی رو هم تمیز می کنم، سرخ کردم چیدم داخل پیرکس یه کم پنیر پروسس چدار هم ریختم گذاشتم داخل مایکروفر! شروع کردم به درست کردن ساندویچ کالباس!کیف هلو کیتی اردوی sogolبا ابمیوه،چیپس،ساندویچ و گرفته ست!گفتم bardiaهیچی درس نمی خونه ....ir" target="_blank"> با زبون خودش واسش توضیح دادم که کالباس چون پخته نمیشه بنابراین نباید تا ادا یه جفت خرید! تو راه واسه ی اردوی sogolبه درخواست خودش کالباس ژیگو خریدم با هزار و هر روز bardia روبوسیدم بهش گفتم چقدر دوستش دارم.ir" target="_blank"> از دندونپزشکی میومدم این مطلب تا کنون 61 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ سه شنبه 26 فروردين 1393 [
    گزارش پست ]
    منبع
    برچسب ها :

    , , , , , , , ,

آمار امروز جمعه 29 دي 1396

  • تعداد وبلاگ :55617
  • تعداد مطالب :211971
  • بازدید امروز :61253
  • بازدید داخلی :6026
  • کاربران حاضر :80
  • رباتهای جستجوگر:202
  • همه حاضرین :282

تگ های برتر امروز

تگ های برتر